محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : محمد سعيد بخت )

2

قانونچه في الطب ( مستحضر الطبيب و مستبشر اللبيب ) ( فارسى )

و محال است در آن مجال امكان بيان شعر شكر فيض تو چمن چون كند اى ابر بهار كه اگر خار و و گر گل همه پروردهء تست . لهذا قيام مىنمايم و سجده مىكنم از حركت انبساطى و انقباضى حكيمى را كه صانع بيشبيه و بيچون است مناجات بدرگاه قاضى الحاجات واسع العطيات غافر الذنب و السيآت اى نقش نگار نامهء كن * پاك از دلِ من سوادِ شك كُن دل را به هوس مخواه غمناك * اين لوح ز صرف سهو كُن پاك از بسكه زمانه رخنه كرد است * دل نيست كتاب كرم خورد است رحمى كه ز درد و غم بتنگ است * آخر دل هست اين نه سنگ است دل كعبهء فيض مطلق آمد * حق است كه مظهر حق آمد اى كعبهء جاودان وصالت * وى قبلهء راستان جمالت اى قبله‌نماى كج‌نگاهان * وى زنگ‌زُداى روسياهان من در گذر و تُرا مقام است * من در سفر و تُرا قيام است بگذر كه بطاعتيم قاصر * قصر آمده فرض بر مسافر از من كه ضعيف و ناتوان‌تر * وز تو كه رحيم مِهربان‌تر غم آه مرا به كار برد است * اين تيغ تمام زنگ خورد است